الشيخ محمد تقي بهجت
167
جامع المسائل ( فارسي )
عتق مملوك ذو المال 6 - كسى كه عتق نمايد مملوك خود را در حالى كه صاحب مال بوده است : پس اگر نداند معتِق ( به كسر ) صاحب بودن معتَق ( به فتح ) مال را ، آن مال ملك معتِق ( به كسر ) است ؛ و اگر بداند و استثناء ننمايد ملك معتَق ( به فتح ) است ، به خلاف صورت استثناء كه باقى در ملك مولى است . و اين استظهارى است از تصرّف مالك به عتق يا بيع تبعيّت مال منسوب به مملوك را كه معلوم النسبة است در سلب ملكيّت از معتِق ( به كسر ) و اثبات در ملكيّت مالك به تصرّف كه نفس معتَق ( به فتح ) يا مشترى است ، و اين تفصيل مختارِ منسوب به اكثر است در محكىّ « نهاية المرام » . عتق ثلث مماليك و تعيين با قرعه 7 - اگر عتق نمود ثلث مماليك خودش را ، احوط براى متولَّى امر ميراث ، استخراج ثلث است با قرعه ؛ و اظهر جواز تعيين متولَّى امر ميراث است به نحو غير مستلزم اضرار ؛ و اظهر عدم اختصاص استخراج قرعه ( كه مندوب است ) به امام [ است ] در حال حضور يا نائب او در غيبت ، اگر چه اولويت در آنها معلوم است . گونهء اوّل و ممكن است اختيار اين كيفيّت در استعمال قرعه به اين كه بنويسند در سه رقعه اسم هر دو نفر از شش نفر را ، پس بعد از پنهان كردن ، اخراج نمايند به حرّيت يا رقّيّت ، پس اگر اخراج اوّلى ، به حرّيت شد ، عتق مىشوند يا منعتق مىشوند و حاجتى به اخراج در بقيه نيست و محكوم به بقاء رقّيّت آنها مىشود ، و اگر به رقّيّت اخراج شد ، محتاج است دومى به اخراج ؛ پس اگر به حرّيت اخراج [ شد ] ، معتَق يا منعتق مىشود و بقيه محكوم به بقاء رقّيّت مىشود ؛ و اگر به رقّيّت اخراج شد ، بقيه محكوم به حرّيت مىشوند بدون حاجتى به اخراج . گونهء دوم و ممكن است در سه رقعه ، تعيين حرّيت و رقّيّت بشود بدون ذكر اسم ، پس بعد از